مسیر فرعی


ماسک کوچک کننده بینی ماسک کوچک کننده بینی
ماسک چندکاره مخصوص بینی
پاک کننده، کوچک کننده و فرم دهنده
پودر سفید کننده دندان
قویترین سفید کننده گیاهی در 5 دقیقه
رفع زردی،جرم و تقویت مینای دندان
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
پنجشنبه 17 فروردین ماه سال 1391 ساعت 10:45 PM

تاملی بر کتاب «فواید گیاه خواری»





...


«شکی نیست که گوشتخواری باعث درندگی می شود. همه کسانی که آرزومند پیشرفت اخلاقی و بهبودی حالت اسفناک جامعه بوده اند در انتشار این عقیده کوشیده اند. اگر دکان عرق فروشی، قصابی، ماهی گیری، و مرغ فروشی را می بستند تا اندازه ای صلح عمومی و برادری آدمیان صورت خارجی می یافت.»


...


این جملات حاصل فعل و انفعالاتی است که سال ها پیش در ذهنی بزرگ رخ می دهند و نتیجه آن مقالاتی ارزشمند است که مانند همیشه سهمی غیر از گرد و خاک کتابخانه نصیبشان نمی شود. بدون شک چنین فردی با درنده خویی و شکم پرستی میانه ای ندارد و بر خلاف آنچه مخالفان زبان درازش می گویند به شدت با شرب خمر و دود و دم مخالف است، به طوری که در جایی می گوید:


«عطر او [انسان] ... دود خفه کننده توتون شده است و آب فاسد شده انگور و عصاره های زهر آگین را می نوشد و همه وقت خودش را صرف درست کردن خوراک های زهر آلود و خونین می نماید.»


پیشوای بزرگ اسلام صدها سال پیش فرمود «شکم خود را گورستان حیوانات نکنید.» وی نیز همین واژگان را به گونه ای دیگر تکرار می کند و می نویسد: «شکم او [انسان] گورستان فراخ همه جانوران است.»


وی انسان را ماهیتا موجودی گیاهخوار می داند و این عقیده را این گونه اظهار می دارد: «در ته قلب هر انسانی یک احساس عمیق و یک ذوق و میل فطری برای میوه و بوستان گل و کشتزار وجود دارد و هر طبیعت تربیت شده و بی آلایش انزجار و دل گیری از بوی خون و منظره کشتار و سلاخ خانه احساس می نماید. بچه انسان دست به سوی میوه دراز می کند. این همان قدر طبیعی است که بچه گربه روی طعمه خونین جست و خیز می زند.»



وی در ابتدای کتاب گرسنگی را «فرمانده غداری» می داند که «بیدادگری آن، ما را دمی آسوده نمی گذارد.» و بر این عقیده است که «اغلب، آدمیان وحشی، به جز خوردن، لذت و خوشبختی دیگری را سراغ ندارند» و نزد مردمان متمدن «همه اعضای بدن، غلام شکم می باشند.» چنین میلی است که به گفته او «هر روزه سبب کشتار کرورها از حیوانات اهلی می گردد.» وی چنین کاری را «دشنام و ناسزا به شرافت و مقام انسانیت» می داند. اما این گرسنگی را می توان، به گمان وی، از طرق انسانی تر دیگری نیز پاسخ گفت و آن روی کردن به غلات و نباتات به عنوان قوت غالب است. 


نگارنده در یکی از مقالات این کتاب بدن انسان را با بدن حیوانات گیاه خوار و گوشت خوار مقایسه کرده و به این نتیجه می رسد که بدن انسان برای خوردن فراورده های گوشتی ساخته نشده است. در این رابطه می نویسد:


«ھمه چیز گواھی می دھد که انسان گوشت خوار نمی باشد. نه تنھا ساختمان درونی او میوه خوار درست شده بلکه ساختمان خارجی، طرز زندگانی و عادات و روش و اخلاق او گواھی می دھد که گوشت خوار نبوده است. دھان او مانند پوزه گوشت خواران گشاد نمی شود تا شکار خود را ببلعد. زبان نرم و طریقه آب خوردن او که لیس نمی زند و دست ھای او بدون پنج است، دندان ھای کلبی او بلندتر از سایر دندان ھایش نیست، چشم او مانند گوشت خواران در تاریکی نمی بیند و بوی حیوان زنده را از دور استشمام نمی کند و ناخن ھای او را اگر بگذارند بلند بشود با آنھا کوچک ترین پرنده یا حیوانی را نمی تواند بدراند. او به آسانی از درخت بالا می رود و میوه می چیند ولی نمی تواند جست و خیز زده جانوران وحشی را در حال دو بگیرد، گوشت خام یا گندیده را نمی تواند بخورد و طبیعتاً از کشتار و خون گریزان است.»



وی با توسل به منابعی که تا به آن روز موجود بوده اند یادآور می شود که تمام مواد مغذی مورد نیاز بدن در پیکره مواد گیاهی موجود است و می توان با استفاده از آن ها تمامی احتیاجات بدن را برآورده نمود: «خیلی آسان است که به جای گوشت، غلات و میوه  و غیره استعمال بنمایید. سبزی ها و میوه های تازه دارای نمک های معدنی و قند طبیعی هم چنین قوای پرتوی خورشید است که در آن ها ذخیره و همه مواد لازمه بدن را دارا هستند.»


به علاوه تعدادی بیماری و ناخوشی را برشمرده و علت آن ها را مصرف گوشت حیوانات و پیشگیری از آن ها را محصول روی آوردن به رژیم مملو از محصولات غذایی طبیعی می داند: «در سرزمین هایی که دو نژاد با خوراک مختلف در یک آب و هوا زندگانی می کنند، دیده می شود گروهی که گوشت خوارند به مرض سرطان مبتلا می شوند. در صورتی که گیاه خواران از این ناخوشی ایمن هستند.»


وی در پایان می گوید: «اگر نژاد آدمیزاد باید روزی به اوج ترقی و تکامل برسد در یک محیط طبیعی با خوراک نباتی خواهد بود. چنان که گوشت خواری و تمدن مصنوعی او را فاسد کرده و به سوی پرتگاه نیستی می کشاند. مگر اینکه یک نژاد برومند و نونهالی که زندگانیش از روی قوانین طبیعت است جانشین او بشود و گرنه به طرز ننگینی نژاد او خاموش خواهد شد.»


این کتاب را سال ها پیش صادق هدایت نوشته است. باید بگویم که به شخصه با گیاه خواری صرف موافق نیستم و میانه روی را در رژیم غذایی ترجیح می دهم. اما تمامی نوشته های این کتاب جای تامل دارند. همچنین در این کتاب به مسائلی اشاره شده که درک آن ها در زمان نویسنده به نظر مشکل بوده است؛ به نظر شخصی بنده افرادی بعدها سطوری را به این کتاب افزوده اند (البته مجددا روی نظر شخصی تاکید می کنم).


پ. ن. می خواستم به مناسبت سالگرد مرگ صادق هدایت (19 فروردین) حرکتی کرده باشم و پستی را در وبلاگ درج کنم. دیدم بهترین کاری که می توانم انجام دهم نوشتن همین مقاله است. امیدوارم مفید فایده بوده باشد.


پ. ن. نگارنده در تایید یا عدم تایید نظرات مختار است.



دوشنبه 14 فروردین ماه سال 1391 ساعت 9:46 PM

تقدیم به کسی که هر از گاهی به فکر رفتن می افتد


نمی دانم دلیل غیبت های شما چیست


اما غیبت چیز خوبی است


سبب می شود افراد قدرشناس لحظاتی باشند که با شما بوده اند


امیدوارم غیبت شما زیاد طول نکشد

جمعه 26 اسفند ماه سال 1390 ساعت 2:00 PM

آخرین پست سال


برای نوشتن چیزی به ذهنم نمیامد؛ فقط علی الحساب لینک زیر رو پست کردم (به عنوان عیدی). روی صفحه ای که باز می شود، ماس را درگ کنید.



http://www.procreo.jp/labo/flower_garden.swf


چهارشنبه 28 دی ماه سال 1390 ساعت 9:38 PM | موضوع: فرهنگ و هنر

بادکنک




هر چیزی آفتی دارد. آفت بادکنک هم، باد بیش از اندازه است؛ هرچه باد آن بیشتر باشد احتمال ترکیدن آن هم بیشتر است. آدم های تحصیل کرده هم به همین ترتیب؛ بعضی وقت ها در اثر جنبه و ظرفیت به غایت پایین، باد آن ها بیش از اندازه زیاد می شود و هر آن احتمال ترکیدن آن ها وجود دارد. سعی کنید همان طور که از بادکنک های حقیقی و در حال انفجار دوری می کنید، از این بادکنک های تمثیلی هم دوری کنید. چون اولی تنها به جسم شما آسیب می رساند اما دومی روی روح و روان شما خش می اندازد.


مصداق بارز آن، افرادی هستند که اصرار دارند به نام و نام خانوادگی خود پیشوند «دکتر» و «مهندس» بچسبانند و اصرار دارند مدارکی را که کسب آن ها مانند نوشیدن مایه حیات سهل و آسان است به رخ دیگران بکشند. اکیدا باید به این افراد، و همچنین آن هایی که حقیقتا عالم اما متاسفانه کم ظرفیت هستند، توصیه کرد که مبادا غرور بیش از حد منجر به ترکیدن آن ها شود.


 

البته خودمان هم در باد کردن این بادکنک ها مقصریم. اگر در گفتار روزمره خود سعی کنیم مدام دیگران را «دکتر» و «مهندس» خطاب نکنیم و در مکاتباتمان با این افراد از به کار بردن این واژگان بعضا کذایی خودداری کنیم، اینگونه اشخاص هم کمتر دچار غرور کاذب می شوند. نباید فراموش کرد «چنانچه بادکنک زیاد باد شود در صورت خودمان می ترکد.» 



پ.ن. نگارنده در تایید یا عدم تایید نظرات مختار است.

جمعه 22 مهر ماه سال 1390 ساعت 9:03 PM | موضوع: علم و فناوری

چگونه بعد از مرگ به زندگی خود ادامه دهیم؟


برگردان قسمت هایی از نقطه نظرات برایان تریسی درباره ی استیو جابز





استیو جابز(Steve Jobs)، بدون شک یکی از الهام بخش ترین چهره های عصر حاضر بوده و شهرت وی بدلیل دستاوردهای بیشمار، نوآوریهای کثیر، عناوین متعدد و ... در همه ی اعصار پابرجا خواهد بود. باهوش، کارآفرین، خلاق، چهره ی جذاب تنها معدودی از صفاتی هستند که در مورد وی به کار رفته است. اما به عقیده ی من، میراث گرانبها و قابل احترام وی شیوه ی مدیریتی او می باشد.



در زمان حضور مدیران عامل غیر قابل اعتماد و شرکت های فاسد وی امید بخش تجار در سراسر دنیا بود؛ زیرا جابز این موضوع را برای همگان به اثبات رساند که اعتبار، صداقت و پشتکار نه تنها قابلیت ستایش را برای شما به ارمغان می آورد، بلکه برای موفقیت صنعت نیز مهم می باشد. 



جابز در حیطه ی مدیریت به موفقیت های زیادی دست پیدا کرد. مشهورترین این موفقیت ها، خرید اپل (Apple) بود، آن هم درست زمانی که این شرکت در شرف ورشستگی بود؛ وی توانست نامبرده را به یکی از موفق ترین و نوآورترین شرکت های عصر حاضر تبدیل کند. وی نه تنها تاجر و خالقی با استعداد بود، بلکه مدیریتی باورنکردنی را به منصه ی ظهور گذاشت. شور و جدیتی که برای کار کردن از خود نشان می داد برای افراد پیرامونش انرژی بخش بود. جابز خالق محیط کاری منحصر به فردی بود که در آن خلاقیت و نوآوری به طور روزافزون رونق می یافت و شکوفا می شد.


معتقدم که موفقیت زمانی بروز می کند که آنچه را انجام می دهید واقعا دوست داشته باشید و به دنبال این باشید که در زمینه ی کاری خود بهترین باشید، و اخلاق کاری و شیوه ی مدیریتی استیو جابز هر دوی این اصول را شامل می شد. وی مثالی یست بارز از اینکه «چگونه می بایست یک رهبر باشیم» و اینکه شور و اشتیاق می تواند از فردی به فرد دیگر سرایت کند.


صرف نظر از اینکه در کدام صنعت مشغول به خدمت هستید، خدمات استیو جابز به دنیا اندک تاثیری نیز در زندگی شما داشته است. وی روش ارتباط برقرار کردن، کار کردن و تعامل نمودن را تغییر داد و تمامی اینها را با صداقت و شرافت به انجام رساند. وی مسئولیت پذیر بود و خود را مسئول می دانست، بدون توجه به اینکه مجموعه ی وی شکست خورده یا پیروز شده است.



منبع:


وبلاگ برایان تریسی


پ. ن. 1) بعد از خواندن پست زیبایی که یکی از وبلاگ نویسان به این فرد اختصاص داده بود ایده ی ترجمه ی این مقاله به ذهنم خطور کرد.


پ. ن. 2) در عکس ابتدایی فشار خون استیو جابز با آیفون اندازه گیری شده است (منبع ویکی پدیا).


پ. ن. 3) قابل توجه افرادی که موفقیت را در تحصیلات دانشگاهی می دانند: فرد مذکور تنها یک ترم (آن نه به طور کامل) در دانشگاه درس خوانده است.


1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 >>