هر چیزی آفتی دارد. آفت بادکنک هم، باد بیش از اندازه است؛ هرچه باد آن بیشتر باشد احتمال ترکیدن آن هم بیشتر است. آدم های تحصیل کرده هم به همین ترتیب؛ بعضی وقت ها در اثر جنبه و ظرفیت به غایت پایین، باد آن ها بیش از اندازه زیاد می شود و هر آن احتمال ترکیدن آن ها وجود دارد. سعی کنید همان طور که از بادکنک های حقیقی و در حال انفجار دوری می کنید، از این بادکنک های تمثیلی هم دوری کنید. چون اولی تنها به جسم شما آسیب می رساند اما دومی روی روح و روان شما خش می اندازد.
مصداق بارز آن، افرادی هستند که اصرار دارند به نام و نام خانوادگی خود پیشوند «دکتر» و «مهندس» بچسبانند و اصرار دارند مدارکی را که کسب آن ها مانند نوشیدن مایه حیات سهل و آسان است به رخ دیگران بکشند. اکیدا باید به این افراد، و همچنین آن هایی که حقیقتا عالم اما متاسفانه کم ظرفیت هستند، توصیه کرد که مبادا غرور بیش از حد منجر به ترکیدن آن ها شود.
البته خودمان هم در باد کردن این بادکنک ها مقصریم. اگر در گفتار روزمره خود سعی کنیم مدام دیگران را «دکتر» و «مهندس» خطاب نکنیم و در مکاتباتمان با این افراد از به کار بردن این واژگان بعضا کذایی خودداری کنیم، اینگونه اشخاص هم کمتر دچار غرور کاذب می شوند. نباید فراموش کرد «چنانچه بادکنک زیاد باد شود در صورت خودمان می ترکد.»
پ.ن. نگارنده در تایید یا عدم تایید نظرات مختار است.
برگردان قسمت هایی از نقطه نظرات برایان تریسی درباره ی استیو جابز
استیو جابز(Steve Jobs)، بدون شک یکی از الهام بخش ترین چهره های عصر حاضر بوده و شهرت وی بدلیل دستاوردهای بیشمار، نوآوریهای کثیر، عناوین متعدد و ... در همه ی اعصار پابرجا خواهد بود. باهوش، کارآفرین، خلاق، چهره ی جذاب تنها معدودی از صفاتی هستند که در مورد وی به کار رفته است. اما به عقیده ی من، میراث گرانبها و قابل احترام وی شیوه ی مدیریتی او می باشد.
در زمان حضور مدیران عامل غیر قابل اعتماد و شرکت های فاسد وی امید بخش تجار در سراسر دنیا بود؛ زیرا جابز این موضوع را برای همگان به اثبات رساند که اعتبار، صداقت و پشتکار نه تنها قابلیت ستایش را برای شما به ارمغان می آورد، بلکه برای موفقیت صنعت نیز مهم می باشد.
جابز در حیطه ی مدیریت به موفقیت های زیادی دست پیدا کرد. مشهورترین این موفقیت ها، خرید اپل (Apple) بود، آن هم درست زمانی که این شرکت در شرف ورشستگی بود؛ وی توانست نامبرده را به یکی از موفق ترین و نوآورترین شرکت های عصر حاضر تبدیل کند. وی نه تنها تاجر و خالقی با استعداد بود، بلکه مدیریتی باورنکردنی را به منصه ی ظهور گذاشت. شور و جدیتی که برای کار کردن از خود نشان می داد برای افراد پیرامونش انرژی بخش بود. جابز خالق محیط کاری منحصر به فردی بود که در آن خلاقیت و نوآوری به طور روزافزون رونق می یافت و شکوفا می شد.
معتقدم که موفقیت زمانی بروز می کند که آنچه را انجام می دهید واقعا دوست داشته باشید و به دنبال این باشید که در زمینه ی کاری خود بهترین باشید، و اخلاق کاری و شیوه ی مدیریتی استیو جابز هر دوی این اصول را شامل می شد. وی مثالی یست بارز از اینکه «چگونه می بایست یک رهبر باشیم» و اینکه شور و اشتیاق می تواند از فردی به فرد دیگر سرایت کند.
صرف نظر از اینکه در کدام صنعت مشغول به خدمت هستید، خدمات استیو جابز به دنیا اندک تاثیری نیز در زندگی شما داشته است. وی روش ارتباط برقرار کردن، کار کردن و تعامل نمودن را تغییر داد و تمامی اینها را با صداقت و شرافت به انجام رساند. وی مسئولیت پذیر بود و خود را مسئول می دانست، بدون توجه به اینکه مجموعه ی وی شکست خورده یا پیروز شده است.
ساختمان پزشکان، یعنی تحقیر کردن های مداوم فرزند
توسط یک پدر آن هم جلوی چشم عروس خانواده؛ ساختمان پزشکان، یعنی ادا اطفار های لوس
و کریه خانم منشی که اینقدر نفهم هست که تفاوت مانیتور روشن و خاموش را نمی فهمد.
ساختمان پزشکان، یعنی ... اصلا ترجیح می دهم دیگر در مورد آن فکر نکنم چون اگر
بگویم حتی فکر کردن به اسم آن من را دچار حالت تهوع می کند اغراق نکرده ام. آقایان
و خانم هایی که برنامه های ماهواره ای را «مبتذل» تشخیص می دهند احتمالا معنی و
مفهوم این لغت را درست متوجه نشده اند. آیا کارگردان، نویسنده و هر کوفت و زهرماری
که مسئول ساختن این سریال است قبول می کنند که خواهر یا مادر خودشان حتی یک لحظه
شبیه خانم منشی این سریال رفتار کنند؟ یا اینکه پدرشان مدام آن ها را جلوی همسرشان
تحقیر کند.
فرض کنیم این سریال دوبله شده و در کشورهای
خارجی پخش شود؛ تصور می کنید چه تصویری از فرهنگ ایران در ذهن بینندگان نقش خواهد
بست: زن هایی که تنها هنر و توانایی آن ها آشپزی و نظافت منزل و اگر هم پای آن ها
به خارج از خانه باز شود به قدری شعورشان در سطح پایینی است که از سطحی ترین مسائل
زندگی سر در نمی آورند و باید یک آقای عقل کل در کنار آن ها حضور داشته باشد تا به
آن ها آموزش دهد که مثلا «وقتی از کامپیوتر برای مدتی استفاده نکنید خاموش می شود!»
ظاهرا هدف وسیله را توجیه می کند و برای خنداندن
مردم باید دست به هر کاری زد. واقعا در این دانشگاهی که واحد های آن به صورت
تصویری ارائه می شوند چه آموزش هایی که ارائه نمی شود.
Lingoes نام یک نرم افزار بوده که مانند بابیلون میزبان دیکشنری های مختلف است. به راحتی و بدون هیچ گونه هزینه ای می توان این برنامه را روی کامپیوتر نصب کرد. پس از نصب می توانید دیکشنری های مختلف را تنها با یک دابل کلیک و چند بار کلیک کردن روی گزینه ی next روی برنامه ی مذکور نصب کنید.
برای نصب این دیکشنری هم می توان از سایت سافت گذر استفاده کرد و هم از سایت Lingoes.
آقای (ببخشید پسر بچه ی) تازه به دوران رسیده ی استراتژیست: «ج.ی.ن همان ج.ن است.»
پس اگر این طور است شهر «لالجین» واقع در استان همدان نیز بخاطر وجود «جین» در قسمت دوم نام آن باید یک ربطی با اجنه داشته باشد. گیاه جین سنگ هم شاید از این قاعده مستثنی نباشد. یا همین «جان» که در زبان فارسی روزی میلیاردها بار به کار می رود نیز همین طور.
یادمان باشد هر چیزی که از غرب آمده یک دنیا نقشه و نیرنگ پشت آن است. چه بسا همین کامپیوتر، تلفن همراه، خودرو، هواپیما، یخچال، ماشین لباس شویی، جارو برقی و غیره و غیره و غیره که زندگی ما را روز به روز سهل تر و آسان تر می کنند با نقشه ی قبلی تولید شده باشند.
خدا سایه ی شما را از سر ما کم نکند که با روده بر کردن ما از خنده موجب شادی بندگان خدا می شوید. (به احتمال زیاد اسمایلی هم باید یک ربطی به مسائل پشت پرده داشته باشد. به امید روزی که یکی از همین استراتژیست ها پرده از راز آن بردارد.)
پ. ن. واژه ی جین به احتمال زیاد از عبارت «bleu de Genes» یا آبی شهر جنوا آمده است. همچنین بر اساس شواهد و مدارک لغت «جنوا» نیز هیچ ربطی به جن ندارد و از لغت لاتین «Genu» یا «زانو» مشتق شده است (به خاطر موقعیت جغرافیایی این شهر). همچنین برخی دیگر از مدارک آن را معادل با یک واژه ی سلتیکی (با معنای دهانه) می دانند.
فکر کنم امروز سالگرد درگذشت مایکل جکسون باشد. البته واژه ی مرگ خیلی برازنده ی افرادی که نامشان تا ابد جاودان است، نیست. (حالا بنده و شما از آن ها خوشمان بیاید یا نیاید و یا مورد تاییدمان باشند یا نباشند.) همانند فرد مذکور که در زندگی وظیفه اش شاد کردن و سرگرم نگاه داشتن مردم دنیا بود. واقعا در دنیا چه کاری با ارزش تر از شاد کردن مردم وجود دارد؟
افرادی هم که در این گوشه و کنارها با تهمت و داستان پردازی سعی در خراب کردن چهره ی چنین افرادی دارند و در به در به دنبال چسباندن وصله های رنگارنگ به این بندگان بی گناه هستند، بد نیست نیم نگاهی هم به زندگی نکبت خودشان بیندازند تا بفهمند چنین وصله هایی بیشتر برازنده ی خودشان است تا فلان هنرپیشه و خواننده ی غربی.
در دین اسلام هم تا جایی که آموخته ایم، یکی از پسندیده ترین اعمال شاد کردن مردم است. پس گرامی می داریم یاد افرادی که در زندگی خود، شاد نگاه داشتن مردم را سرلوحه ی کارشان قرار داده و می دهند، خصوصا فردی که بهانه ای شد برای نگارش این مقاله.
روز مرد رو به تمام نامردای ایران زمین یعنی کسانی که مردونگی رو در قطر بازو، صدای کلفت، شکم گنده، تعداد شرکای***، تعداد بچه، تعداد عیال و غیره می دونند تبریک و تهنیت عرض می کنم.
نوکیا محصول جدید خود به نام X7 را به زودی به بازار عرضه می کند.
این تلفن که مخصوص بازی طراحی شده، دارای فریمی از جنس فولاد ضد زنگ و شیشه و صفحه نمایشی 4 اینچی می باشد. پنل پشتی این وسیله به شکل قوس دار طراحی شده، به گونه ای که به راحتی با توجه به کاربردی که برای آن در نظر گرفته شده بتواند مورد استفاده قرار گیرد.
X7 با یک دوربین 8 مگاپیکسلی به بازار عرضه می گردد و بازی هایی از قبیل " Galaxy on Fire " و " Asphalt 5 HD " به شکل آماده برای استفاده ی مشتریان در آن تعبیه شده است.
قیمت این وسیله، که عرضه ی آن در سه ماهه ی دوم سال 2011 صورت می پذیرد، 547 دلار یا 334 پوند اعلام شده است.
گزارشی که به تازگی توسط دانشگاه مریلند منتشر شده بیانگر این موضوع است که جوانان امروز به «معنای واقعی کلمه به وسائل الکترونیکی خود معتاد» هستند.
گزارش یادآور می شود: «اگر سن شما کمتر از 25 سال است، صرف نظر از اینکه ساکن کدام نقطه از کره ی زمین هستید، نه تنها تصور زندگی بدون موبایل، لپ تاپ و MP3 player برای شما غیر ممکن است بلکه بدون آن ها به هیچ عنوان کارایی نخواهید داشت.»
یافته های این پژوهش حاکی از این موضوع هستند که جوانان پس از جدایی از لوازم الکترونیکی خود دچار حالت هایی مانند اضطراب و افسردگی می شوند. یکی از شرکت کنندگان در این تحقیق ادعا کرد پس از آنکه وی را مجبور کردند مدتی از تلفن همراه استفاده نکند با وجود خاموش بودن وسیله، آن را در دستان خود نگاه می داشت تا فقدان آن، وی را آزار ندهد.
همچنین، یکی از شرکت کنندگان اهل انگلستان از افزایش ضربان قلب و اضطراب تنها پس از پنج ساعت از شروع آزمایش خبر داد. این آزمایش ظرف 24 ساعت روی بیش از 1000 نفر در نقاط مختلف دنیا انجام گرفت.